هار

هار nədir, Persisch nə məna gəlir, Persisch هار nə mənasıdır? Persisch - Persisch

(اِ) در سانسکریت هاره (مروارید،
حلقهٔ مروارید، گردن بند) از ریشهٔ «هره»(بردن، پوشیدن، گرفتن). پشتو «هار»


(گردن بند، حلقه). هار، رشتهٔ مروارید
بود:
از آن قبل را کردند هار ...

(ع ص) (از «هـ ور») بنای شکسته. (از
اقرب الموارد). افتاده. (غیاث اللغات). بارهٔ
افتاده. (دهار). منهدم شونده. در اصل هائر
است عین او را که همزه است و در اصل واو
بود حذف کردند، خلاف قیاس مثل شاک نه
مقلوب هائر ...

(هندی، اِ) اصطلاح شعری هندوان که
بدان پربت (یعنی کوه) و هارورس نیز گویند.
(ماللهند ص ۱۴ و ۶۷).

(اِخ) رابرت. شیمی دان آمریکایی که
در سال ۱۷۸۱ در فیلادلفیا متولد شد و به
سال ۱۸۵۸ م. در همان شهر درگذشت. بیش
از سی سال در دانشگاه پنسیلوانیا به
تدریس شیمی پرداخت. وی نخستین کسی
بود که به ...

(اِ.) 1 - سگ گزنده که گرفتار بیماری هاری باشد. 2 - جانور درنده . (مطلقاً)

(ص .) 1 - گوشت گندیده و بدبوی . 2 - فضلة انسان و حیوان . 3 - سرگین .


Persisch - Persisch lüğətdə Persisch هار sözünün Persisch mənası nədir? Persisch dilindəki هار sözünün Persisch dilindəki mənasını yuxarıda oxuya bilərsiniz.

Was this article helpful?

93 out of 132 found this helpful