مخمور
مخمور nədir, Persisch nə məna gəlir, Persisch مخمور nə mənasıdır? Persisch - Persisch
[ مَ ] (ع ص) کسی که او را خمار
است. (منتهی الارب) (آنندراج). کسی که وی
را خمار باشد. مست و مدهوش و می زده.
(ناظم الاطباء). کسی که به خمار مستی دچار
شده باشد. (از محیط المحیط):
مرا ده ...
[ مَ ] (اِخ) شاعری از شعرای قرن
سیزدهم است و از قصیده ای که در
شکرگزاری از حکومت اسداللََّه خان، بر
تویسرکان و ملایر انشاء نموده معلوم می شود
ملائری یا تویسرکانی است و شاهزاده
اعتضادالسلطنه را نیز مدح گفته. از ...
[ مَ ] (اِخ) میرزا لطف الدین شکراللََّه
شاعر تبریزی (۱۰۹۵ -۱۱۶۴ هـ . ق.). از
اوست:
تعجب نیست بد طینت اگر حاجت روا گردد
که زخم کهنه را خاکستر عقرب دوا گردد
ز دونان کی بخود درماندگان را کار ...
(مَ) [ ع . ] (اِمف .) مست ، خمارآلود.
Persisch - Persisch lüğətdə Persisch مخمور sözünün Persisch mənası nədir? Persisch dilindəki مخمور sözünün Persisch dilindəki mənasını yuxarıda oxuya bilərsiniz.
Was this article helpful?
93 out of 132 found this helpful